سال ها می گذرند
روزها می آیند
و تو همچنان این جایی
پشت در قلب من
از این جا برو!
من داستان شنگول و منگول
را بارها خوانده ام
و چشمانت که فریاد می زند: " من گرگ درمانده ام
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 11:5 قبل از ظهر  توسط توحید میدانی
|
