گریه
گريه که ميکنی

گريه كه مي كني
نمي داني چه مي گذرد
كه بر گونه هات سيل مي آيد و مي بردم
دست و پا مي زنم تا بازگردم كنارت
و لبانم را بر چشمانت بگذارم
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 10:59 قبل از ظهر  توسط توحید میدانی
|
four you