مناجات...
خدايا . . .
تو مي داني كه درد من درد تنهايي نيست
از نامردي روزگار هم شكايتي ندارم وقتي كه هر روز شاهد نامردي بنده هايت هستم
خدايا . . .
تو مي داني دوست داشتن بنده هايت را با وزنه صداقت مي سنجيدم
حال كفه ترازوي دلم از صداقت خالي ست من از اين همه دروغ هم گله اي ندارم
خدايا . . .
درد من درد پرواز است
نمي خواهم مانند پرنده اي باشم كه پايبند قفس زيبايش مي شود
و پرواز را از ياد مي برد ...
خدايا . . .
مي خواهم همانطور كه متولد شدم به سويت رها شوم
آري !
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 6:6 بعد از ظهر  توسط توحید میدانی
|
