شايد امروز همان روز باشد
به پايان رسيدن شبهاي تنهايي من و تو
شبهايي كه با هم گريستيم
از تنهايي گفتيم و از تنها ماندن هراسيديم
از عاشقي گفتيم و با عشق زيستيم . . .
ماه من اين را بدان
در هرآسماني كه باشم
تنها ماه آسمان شبهاي من تويي
اره شب عشق با اين سياهي
نداره ترسي برام وقتي تو ماهي
ماه من از امروز تا شبي كه دوباره به سويت آيم
دوست دارم غصه اين قصه را با هم فراموش كنيم
ماه من هميشه به ياد داشته باش
قصه شبهاي تنهايي من و تو
آغاز قصه عشقي خواهد بود بي پايان
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 6:1 بعد از ظهر  توسط توحید میدانی
|
