خدایــا !
در موقع تــرس و سختـی به تـو توکل می کنم که همه کس را حمـایت می کنی !!
تمــام حــرفهــایت بهــانــه ای بیش نیست !
مـی گـویـی درد داری ... !
مـی گـویـی حرف داری ... !
مـی گـویـی خسته ای ...!
مـی گـویـی زندگی را بـاخته ای ... !
مـی گـویـی کوله بـار بسته ای ...!
می گویی مقصدت معلوم است ... !
امــا .. !
دردت چیست ؟!
حـرفهـای نـاگفته ات چیست ؟!
زنـدگـی را به چه قیمتی بـاخته ای ؟!
در کوله بـارت چـه داری ؟!
راحتت کـنـم !
مـی دانستی مقصدت قبـرستــان است !!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 11:23 قبل از ظهر  توسط توحید میدانی
|
